السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
963
تعليقات نقض ( فارسى )
انگاشته ، و اين اشعار در مذهب كيسانيّه از اوست : ألا إنّ الأئمة من قريش * ولاة الحقّ أربعة سواء ( تا آخر چهار بيت ديگر كه گذشت ) و شيخ عبد الجليل رازى قزوينى در كتاب نقض فرموده كه : او از جملهء محبّان و مادحان اهل البيت - عليهم السلام - بوده . روايت است كه وقتى كثيّر بحسب ضرورت عبد الملك مروان را مدحى گفته بود ، و چون حضرت امام محمّد باقر - عليه السلام - از روى استبعاد به او گفتند كه : اى كثيّر چگونه طبع تو اقبال نمود به آنكه دشمن ما را مدح گوئى ؟ - در جواب گفت كه : اى مولاى من ، من او را در آن مدح « امام الهدى » نگفتهام بلكه او را شجاع گفتهام و « شجاع » نام مار نيز آمده است ، و أسد گفتهام و « أسد » كلب است ! پس آن حضرت تبسّم فرمودند . و ايضا روايت نمودهاند كه : روزى كثيّر سواره بر راهى مىگذشت و حضرت امام محمّد باقر - عليه السلام - پياده مىآمد و كثيّر آن حضرت را نمىديد يا در عدم رعايت ادب و پياده شدن تقيّه مىورزيد در آن اثنا شخصى به او گفت كه : آيا تو سواره مىروى و حضرت امام پياده مىرود ؟ - كثيّر در جواب گفت كه : آن حضرت مرا بسوارى امر كرده و حال من بسبب طاعت و فرمانبردارى او در سوارى أفضل است از حال مخالفت امر او در پيادگى . و اين جواب را سيّد أجلّ مجتبى مير مرتضى علم الهدى ( ره ) در سلك جوابات حاضره منتظم ساخته . وفات كثيّر در سنهء خمس و مائة بود - رحمه اللّه - » . جرجى زيدان ضمن احوال كثير در تاريخ آداب اللغة العربية ( ج 1 ص 287 ) گفته : « و كان [ كثيّر ] شيعيّا شديد التعصّب لآل أبي طالب . و كان عبد الملك يعرف ذلك فيه فلا ينكره ، فاذا أراد أن يصدقه في شىء حلفه بعلي . و كان له صديق اسمه خندف الأسديّ شديد التشيّع مثله ، و بلغ من جرأة خندف هذا أنّه وقف مرّة في